أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

76

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) من گريه ميكردم . ابراهيم نگران شد و شمشيرش را برداشت و به طرف من پريد و گفت : - مگر چه شده يا ابا عبد اللَّه چرا گريه ميكنى ؟ گفتم : - خبر بدى ندارم . - ابراهيم گفت : - اگر خبر بدى نيست پس اين گريه چيست ؟ گريه هميشه مقدمه‌ى خبرهاى ناگوار است . برايش تعريف كردم كه در راه بر سر من چه آمد و من چه قسم‌هائى بدروغ ياد كرده‌ام . گفتم : - بنا به اين قسم هم هم زن من مطلقه است و هم اموال من از آن من نيست . ابراهيم آرام گرفت و گفت : - اينطور نيست يا ابا عبد اللَّه ، نه زن تو مطلقه شده و نه اموالت از دستت رفته . در روز رستاخيز در پيشگاه عدل الاهى بگو خدايا ابراهيم بن عبد اللَّه به من فرمان داد كه نسبت به او وفادار باشم . - به خدا دشمنان ما هستند كه بايد كفاره‌ى قسم بپردازند .